دو سیر دعا یه دل سیر توبه

میشینم تو حیاط خلوت دل،دو تا شمعدونی گل امید کنار خودم روشن میکنم و توآیینه قنوت دستام یه نیگا به صورت وجدان ام میاندازم".....

این آیینه شمعدون حجله بخت من اند وقتی قرار شه چشامو به کار عهد دنیا ببندم و یک ماه فقط خودم رو سیرکنم. حالا دلم میخواد به یکی دیگه از روزهای پرامید رمضان سلام کنم و پشت یه قطعه سنگ به بزرگی خجالت خودم پنهان بشم .سلام بنده رو سیاهی که یک سال طعم نعمتهای مولارو چشید ولی حتی یه بار اون طور که دل خدا میپسندید ازش تشکر نکرد.

 کوچولویم کوچولو  

صورتم مثل هولو

قد و بالام کوتاهه

مامان خوبی دارم

میشینه توی خونه

وبلاگ مینویسه دونه دونه

میخونم خوشحال میشم

مثل یه دسته گل میشم

...............................................

من الان نمک آبرودم ...با آقای دکتر اسحاق واقفی .دوستت دارم .انقدر با اومدن اسحاق به ما خوش گذشت همش مسافرت و مهمونی بودیم .تو این عکس هم با هم سوار تله کابین شدیم .آخه من همه جارو داشتم نشونش میدادم .داداشش میگفت بچه بزار من بگم .خوب تو بگو زورت زیاده دیگه...

یه چند تاهم عکسهای هنری انداختم ...بد جور چشم این موتوررو گرفته بود به بابام گفتم بخره .من میخواستم تا تهران با موتوره بیام .....اه ه ه ه ..چه حالی میداد...گفت تولد سال دیگه یعنی نه بچه ...برو سوار ماشین شو... نخواست جلوی بقیه چیزی بهم بگه ...

هههه خوش گذشت....

اینهم یه عکس بسیار هنری....دیگه که مامانم خیلی دوستش داره

این عکس هم توکافی شاپ نمک آبرود گرفته شده که من داشتم به صدای قشنگ عمو رضا گوش میدادم آخه صداش خیلی قشنگه فقط برای من میخوند

هتل هایت من و مامانم و درسا...

اینهم بدون شرح...

من این ماه کلا خیلی پسر خوبی بودم ...خوب میخوابیدم ...خوب بازی میکردم ....

این عکسها هم معرف شخصیت خانگی منه ..که تعریف از خودم نباشه خیلی عالیه..

یاد گرفتم که put your eyes دستامو بزارم رو چشام

و put your mouth دستامو بکنمو تو دهنم ...

میتونم با چوبک بزنم رو بلز و همه رو ساعتها سرگرم کنم ...

6 تا دندون هم دارم که همشونو دوست دارم...

 

 

 تو یه روز تابستونی با دوستای اینترنتی ام قرار گذاشتیم بریم پارک .آب بازی و توپ بازی ....همشون ماشالله کلی شیطون شده بودن ...منم سرما خورده بودم همش گریه کردم ولی خیلی خوش گذشت....مخصوصا به درسا خانم که حسابی آب بازی کرده بود و خودشو خیس کرده بود.

امیرمحمد و درسا

اینجا یه عکس دارم با امیر پارسا خان و ریحانه خانم و ترمه بلا در پارک آب و آتش

ببینین این توپها رو بابام خریده .....هرکس بچه خوبی باشه به من خوراکی بده بهش توپ میدم ..من تقسیم میکنم.

ترمه:واقعا اینجوری فکر میکنی ..الان که هر چند تا توپ خواستم برداشتم با واقعیتهای روزگار آشنا میشی ...

ههههه حالا بازی کنیم .....پونه هر چند تا میخوای بردار

 

امیر مهدی آخه همینجور موی منو میکشی میری ....

تازه چپ چپ هم نگا میکنه...یادم موند..آقا

امیر پارسا پف فیل تو ظرف آورده بود بهش پیشنهاد دادیم بریزیم رو زمین بخوریم بیشتر کیف میده....(بهمه میرسه   .....ریحانه خانم......پونه خانم....)

دیگه توپ هامو جمع میکنم...

اینم خودم.........جای برسام هم خیلی خالی بود...

آرتیمان و امیر مهدی گل...

امیر محمدشازده ..پندار کوچولو ...امیرمهدی خندان...پارمین نازمن....امیرپارسا پهلوون و پونه عسل

اینم کل شخصیت اونروز من از دید دوربین پارک....قول میدم دفعه بعد پسر خوبی باشم ..آخه مریض شده بودم....

 

 

/ 12 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرشته مامان امیر طاها

چه متن نازی نوشتی مریم جون .... گل پسرت هم که حسابی اقا شده ... درسا خانومت هم که هزار ماشااله ... راستی مریم من هر دفعه تو را می بینم از قبل لاغر تر شدی .... [متفکر] بوووووووووووس

افسانه مامان امیرها

سلام خانوم پیر کلوپ این دفعه اخی هست که میام وبلاگت ..حالا به ما سر نمی زنی باشه قهر من با مارتیا حرف می زنک که آقای باشخصیتیه ...تو همه عکساش معلومه ..عکس های نمک آبرودش ماشاا... تپل تر بودی ها ...بازم با مادر وخواهر بیا پارک ببینیمت ..درسا جونم می بوسمت [ماچ] راستی مادرت پیر شده عکسی که امیرمهدی یاس خاکی هست نوشته :امیرمحمد شازده!یعنی اسم پسر منو نوشته ههههه پیری وهزار مکافاته دیگه چه میشه کرد![زبان]

کارن

عکسات خیلی باحال بودن دوست جونم[قلب][ماچ]

کارن

عکسات خیلی باحال بودن دوست جونم[قلب][ماچ]

میثاق

به به و به به آفرین صد آفرین

میثاق

به به و به به آفرین صد آفرین

ننه پونه (خانوم طلا )

خیلی قشنگ بود دو سه بار خوندم و لذت بردم . دلم هم برای گل پسر و البته خودت و درسا تنگ شد . بمیرم یادم افتاد که اونروز چقدر گریه میکرد راستی عکس نگهبانو نذاشتی ؟ [شوخی]

مسیحا

خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خوشم اومد از عکس ها و توصیفاتت . دستت درد نکنه

Eshagh

In martia ro torokhoda ye bosesh konid az tarafe man