سال نو همه مبارک

قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی
کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن
از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم
اشکهایی را بریز که من ریختم
دردها و خوشیهای من را تجربه کن
......سالهایی را بگذران که من گذراندم
روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم
دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن
همانطور که من انجام دادم
بعد ، آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی

/ 8 نظر / 25 بازدید
زنبق

عکسهای قشنگی که طعم شیرین سفر و هیجان رو به آدم القا می کنه و شیرین تر از اون مارتامای دوست داشتنیه - نامدار باشه ایشالا مطالب زیبایی نوشتی که بسی فکورانه بود لذت بردیم پایدار باشید و برقرار

daee mayssam

daee joon kheili shabihe mani, doostet daram,gholombe.lol.

وجیهه مامان امید

سلام به مارتیا جون و مامان عزیزش..عکس ها و جمله های خیلی قشنگ بودند.سال نو مبارک

بابا وحید

پسرم خوشحالم به شما خوش گذشته . خلاصه کنم هر لحظه معجزه اي ست که غافلگير ميشوم.

یاس خاکی

سلام خیلی عکس ها عالی بود . خیلی دوست داشتم منم بیام مهمونیتون اما متاسفانه همیشه یه مشکلی پیش میاد و جور نمیشه /‌ عکس ها هم عالی بود . خندش فوقالعاده بود. متن آخر رو شاید منم بزارم تو وبلاگم . ممنون به این متن نیاز داشتم .

کارن

عکسات خیلی با حال بودن دوست جونم[گل]

آزاد

زندگی من بنظرم همانقدر غیرطبیعی ،نامعلوم و باور نکردنی میآید که نقش روی قلمدانی که با آن مشغول نوشتن هستم-گویا یکنفر نقاش مجنون وسواسی روی جلد این قلمدانی را کشیده -اغلب باین نقش که نگاه میکنم مثل اینست که بنظرم آشنا میآید -شاید برای همین نقش است ، شاید همین نقش مرا وادار به نوشتن میکند... صادق هدایت

افسانه مامان امیرها

چرا من اینا رو ندیده بودم آخه چرااااااااااااااااااااااااا!!!!!!!!!! خیلی قشنگ بود مخصوصا اون قلیون کشیدنش حرف های بود