تولد درسا جونم

یه روز من و مامانم و سارا و مامانش رفتیم سرزمین عجایب ..کلی بازی کردم .خیلی خوش گذشت .حسابی یه دل سیر بازی کردم ...البته سارا و درسا که اصلا کم نمیارن .انقدر بازی کرده بودن که دیگه بازی نمونده بود.....خودشون هم اعتراف میکردن که خسته شدن....ههههی من که تنها بودم...

انقدر از این جایزه ها براشون میاوردم .که کلی کیف کرده بودن .

با دوستان اینترنتی هم در یک فضای بسیار زیبا قرار ملاقات داشتیم.

یه عکس دسته جمعی از دوستان اینترنتی جدا نشدنی

امیر مهدی بلا،آوینا باربی،مارتیا،پونه نانازی،آرتین شازده، فربد یکی یه دونه،رشا عسلی

از اینا بگذریم کلی کتاب خریدم که حرف زدن یاد بگیرم ولی خوب چه کار کنم حسش نیست یعنی اصلا تو مودش نیستم ..طفلک مامانم نه اینکه خیلی آرزوهاش بزرگه به این چیزها خیلی اهمیت میده.حالا بزرگ بشم یه کاری میکنم که یادش بره مطمئن باش مامی جون.

تولد درسا روز ٢٣ آبان بود ولی من انقدر مریض شدم و تب کردم که حال همه رو جا آوردم البته درسا فکر کرد میخواست تولدشو بهم بریزم ..حالا هرچی میخواهی فکر کن ..با داییم رفتن و هر دلش میخواسته خریده.....خوشبحالش .................منم میخوام....

حالا ببینین خانم چه ژستهایی گرفته.....

  

تولد درسا جونم مبارک .....ببخشید من مریض بودم توعکسات نیستم .حالا روزی که مهمونی میگیری باهات عکس میگیرم.

------هههههههههههههههه حالا اون روز هم یه کاری میکنم بهتون خوش نگذره.نیشخندخیال باطل

من یادگرفتم اشغالها رو بریزم تو ظرف زباله..حالا دیگه خودم تشخیص میدم چی زباله است دیگه ...........................

یادگرفتم که وقتی میرم دوش بگیرم موهامو بشورم.

یادگرفتم که چیزی رو بهم میدن سرمو بعنوان مرسی یه وری کنم.

دیگه کمتر دست به ریموتها میزنم .دیگه در کابینتها رو باز نمیکنم .

از همه میخوام برام دعا کنند که زودتر بتونم حرف بزنم و مادری را نگرانی دربیاورن .

یه بار بابام داشت با من دالی بازی میکرد .من فکر کردم رفت بیرون .به مامانم گفتم بابا دد

انقدر طفلک خوشحال شد ....بابام گفت دیگه حرف افتاد ولی دوباره هرچی سعی میکنم حداقل همونو دوباره تکرار کنم نمیشه....سوالبازنده

دوستتون دارم.

/ 9 نظر / 20 بازدید
درنا بهاریان

سلام به به چه موقعی اومدیم که جشن و تولده از صمیم قلب تبریک میگم ایشالله که سالهای سال در کنار هم خوش و خرم باشین به منم سر بزنین از اسمشم نترسین من کاری با جن ندارم البته اگه دوست داشته باشین تو ارشیو از جن اطلاعاتی هست ولی من حرف دل خودمو میزنم یاعلی

درنا بهاریان

سلام دوست بسیار خوبم از اینکه تشریف اوردین خیلی خوشحالم کردین عیدتون رو هم تبریک میگم و مطلبتون هم بسیار مناجات دلنشینی بود دست گلتون درد نکنه خداوند روح شریعتی رو هم شاد کنه بابت این ترجمه منم از بودن در کنار شما لذت میبرم امر بفرمایین با چه اسمی لینکتون کنم ما رو هم دعا کنین یاعلی

درنا بهاریان

سلام دوست بسیار خوبم از اینکه تشریف اوردین خیلی خوشحالم کردین عیدتون رو هم تبریک میگم و مطلبتون هم بسیار مناجات دلنشینی بود دست گلتون درد نکنه خداوند روح شریعتی رو هم شاد کنه بابت این ترجمه منم از بودن در کنار شما لذت میبرم امر بفرمایین با چه اسمی لینکتون کنم ما رو هم دعا کنین یاعلی

مهتا مامان امیرپارسا

ووواااییییی متن اولت فوق العاده بودددددد دم دکتر گرممم ماشالله خاله ایشالا زود زبون باز کنی............درسا جونی تفلدت مبارک دست مامان به این مهربونی هم درد نکنه

مرجان مامان نارین

مریم جون خیلی قشنگ و عالی نوشتی خانمی ماشالا چه دخمل خوشگل نازی درسا جونم بوس خاله. راه دوری نرفته به مامانیش رفته ناز شده [ماچ] قربون این گل پسر بشم مارتیای گل ناززززززززززززززز[ماچ][ماچ]